
روزی که واکسن یکسالگی رو برای محمد زدیم . چقدر خوشحال و خندون بودیمxa0 کهxa0 اِxa0 چه خوب نه درد داره نه تب نه هیچی !xa0 درست هفت روز بعدش تب خفیفی شروع شد . کمابیش بود و ما درگیر سفر (برای تاسوعا عاشورا و مشهد مقدس) شدیم . کم کم تب شدید شد و بیقراری همراهش شد.xa0 شنبه ای که دو هفته از واکسن گذشته بود راهی بیمارستان شدیم چون تب بالا اصلا قطع نمی شد و بیقراری جای خودش و به سکون و آرامش دلخراشی داده بود و همینطور توی بقل م ولو شده بود بدون هیچ تحرکی . خیلی ترسیدم . دکتر با بررسی شرح حال گفت احتمال...
ادامه مطلب