در موردش هیچی نمی تونم بنویسم .... "خدا" ی بزرگ هوامون و داره .................
"پسرم" قوی باش .....................
همین.
پ.ن: ساعت یازده مامان جون میاد دنبالت ..........
**********************************************************************
اینا دلنوشته های اون سال !! برای مهناست :
سلام دخترم از روز چهارشنبه ۲۸/۱/۱۳۹۲ توي سه سال و ده روزگي !! با هم رفتيم مهد کودک ! (گلهاي مطهر) ................. ممنون ازا ينکه با من همکاري ميکني دخترم .....
دوستت دارم .
تو يه روز "مادر" خواهي شد. اميدوارم سلامت و خوش و خرم باشي و "مادر" باشي ..................... ![]()
پ.ن : لحظه ي خداحافظي توي مهد تلخه ! مي دونم ! براي من تلخ تره عزيزم ................ تحمل کن . مثل هميشه صبور باش گلم ................. مي دونم خدا تنهامون نمي ذاره تو اين بحران ! ممنونم خدا جون ....
ما را در سایت شکوفه بهاري مامان و بابا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104